تاريخ : دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ | 13:52 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

وب سایت شعر های باران خورده

وب سایتی سرار شعر کوتاه و بلند از شاعران ایران و جهان

برای ورود به وبلاگ روی لینک زیر کلیک کنید ...

 

شعر های باران خورده

 

http://m-bibak.blogfa.com/

  

شعر باران خورده به تلگرام پیوست 

وبلاگ و کانال هر روز آپ می شوند  

لینک کانال شعر باران خورده در تلگرام ... 

 

http://telegram.me/sherebarankhorde

  

 آیدی خودم در تلگرام 

mohammadshirinzade@

 


برچسب‌ها: شعر
تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 8:36 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

885i_1453362_247753542051657_1308168024_n.jpg

 

یادش به خیر

آن روزهای آشنایی

شور و نشاط لحظه های بیقراری

وعده دیدار با یار

در کوچه های خیس و بارانی

یادش به خیر

آن دل سپردن ها

با تو دویدن زیر باران ها

یک لحظه سکوت ، بعد

فریاد دوستت دارم ها

یادش به خیر 

آن نامه نگاری ها

در نامه از دلتنگی نوشتن ها

یک بغض و چند قطره اشک

یعنی که من

بی تو می میرم ها

آه ، افسوس

آن روز های پر ز خاطره 

یک به یک از پی هم رفتند

ای مهربان تر از گل سرخ

ای همیشه در باور

سالها ز خود می پرسم

چه شد که جدایی

رشته های محبت را

از نگاه ما بگسست

اینک در این شب سرد

در کنار پنجره

با یادت

واژه ، واژه شراب درد نوشیدم

و به این روز گار تهی

زار زار خندیدم ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/

کانل تلگرام شعر های باران خورده

http://telegram.me/sherebarankhorde


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 5:19 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

l015_1264994087.gif

 

در شعر های من ...

جنگل نماد سبزی آغوش توست ...

دریا نماد آبی چشمانت ...

و باران لطافت دستانت ...

پس بیا دستانم را بگیر ...

در چشمانم نگاه کن ...

و مرا در آغوش بگیر ...

بگذار من هم از طبیعت تو سهمی داشته باشم ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 5:18 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

puMGh

 

تو مسافر بودی ...

که در این حادثه عشق ...

فقط غرق تماشا بودی ...

تو که عاشق باران بودی ...

اهل ساز و دل و دریا بودی ...

تو چرا آخر کار ... مسافر بودی ...

چمدانت در دست کوله بارت بر پشت ...

می روی از پی من با همه تنهایی من ...

چه غریبانه شدم تنها من ...

هر کجا رفتی یاد باران باش ...

زیر هر باران یاد من هم باش ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 5:18 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

3FWDi

 

من شاعر نبودم ...

تنها رهگذری بودم ...

که در باران قدم می زدم ...

و با هر قدم ...

تو را جستجو می کردم ...

شهر با قدم های من تمام شد ...

اما از تو نشانی پیدا نشد ...

اکنون در یافتم ...

که به اندازه این شهر تنهاییم ...

و این تنهایی ...

آنقدر وسیع و پهناور بود ...

که مرا ...

در نم باران شاعر کرد ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 5:17 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

uw6w_583844444.jpg

 

موهایت را باز نکن ...

می ترسم عطرشان در شهر بپیچد ...

گنجشک ها را دیوانه کند ...

پروانه ها را عاشق ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ | 17:40 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

h57_guppy_(2).jpg

 

مـــاهی کــوچک مـــن بــاش

تــا در تـــنهایی تــو

در یــایی بــاشم

بــرای بــه آغــــوش کــشیدنت ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 15:51 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

xoq_1904054_279730268853984_1199400639_n.jpg

 

آنـچه از هـمه درد نـاک تـر اسـت

جــدایی نـیست

دوسـت داشـتن کـسی سـت

کـه خـود مـی دانی

هـرگز بـه او

نـخواهی رسـید ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۴ | 3:28 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

41pt_img_20151204_155124.jpg

 

مـن تـوانستم بـی تــو زنـدگی کـنم

بـرای خـودم چـای بـریزم

کـتاب بـخوانم

شــعر بـنویسم

امـا فـقط

روز هـای بـــارانی

نـتوانستم بـی تــو

از خـانه بـیرون روم ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ | 6:35 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

utp_85063715907690235450.jpg

 

بــاران شـروع بـه بـاریدن کـرده بـود

او چــشم هـایش را بـست

و مــرا آرام

بــه تــولد یـک بـــوسه دعـوت کـرد

اکـنون سـالها مـی گذرد

او را فــراموش کـرده ام

امـا آن بــوسه و بــاران را هــرگز ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, محمد شیرین زاده, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ | 1:43 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

xv30_h7gc_ed42a56dacfff40cc0795694a072fc488218bef8.jpg

 

گل شمعدانی من

به نوازشگری دست تو

عادت داشت

این گل ظریف

سرا پا احساس

غیر آب و آفتاب

بوسه های لب تو را

کم داشت

گل شمعدانی من

سالها در انتظار تو

بر لب پنجره

تا غروب

حسرت نوازش داشت

این گل مغموم

از کفشدوزک ها

نشانی تو را می پرسید

و شباهنگام

با جیر جیرک ها

یک صدا تو را می خواند

کاش بودی و می دیدی

که چگونه

گل شمعدانی من

زیر رگبار نبودنت

ز پای افتاد ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

 

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: شعر گل شمعدانی, اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ | 21:2 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

8jg0_azzlzwgld924h01zmvv0_(1).jpg

 

چــشمت را بـبند

هــر جـا هــستي

مــن را مــی يابي

مــن

مــانند خــــورشید

هــميشه

بـين طــلوع و غــروب

ســرگردانم

ولـي جــاي دوري نــمي روم !!


((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, محمد شیرین زاده, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : پنجشنبه دهم دی ۱۳۹۴ | 12:20 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

jcio_rain.jpg

 

در خـیابان قـدم مـی زدم

در حـالی کـه بـه تـو فـکر مـی کردم

وارد کـافه شـدم

بـیست هـزار تـومن دادم بـه کـافه چـی

و تـقاضای دو فـنجون قـهوه کـردم

پـیش از آن کـه یـادم بـیاد

تـنها هـستم ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, اشعار محمد شیرین زاده, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ | 2:51 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

1d3f_6558885.jpg

 

خدا وقتی تو را آفرید ...

معجزه کرد ...

من هر وقت ب چشمانت نگاه می کنم ...

ایمان می آورم ...


((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعر بارانی
تاريخ : جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ | 2:45 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

DaFmz

 

دلم ، یک آسمان باران می خواهد

یک ” تو ”

یک ” من ”

و خیابانی بی انتها

که هوایش

آکنده به عطر نفس های تو باشد ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ | 17:44 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

 

من همانم که سکوتم را فریاد زده ام

در باران عاشق شده ام - و در باران تنها گشته ام

من از دورترین خاطره گذر کرده ام

من غمگین ترین ترانه را شنیده ام

من شب های زیادی را

در کنار پنجره

با ماه

شراب سرخ نوشیده ام

من همانم که عطر موهایت را

از بوته های یاس

نفس کشیده ام

من همانم که برای آخرین آرزو

دیدار در باران را

طلب کرده ام

آری مرا بخوان

من همانم که سکوتم را فریاد زده ام ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, عکس محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ | 13:47 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

1ehv_1230000.jpg

 

تو را آنگونه دوست خواهم داشت ...

که هرگز بویی از آن نبری ...

و تو را آنگونه خواهم بوسید ...

که هرگز آن را احساس نکنی ...

من در تمام نقاط جغرافیای تنهایی در کنار تو هستم ...

الفبای روح من ...

با حرف اول اسم تو شروع می شود ...

مهم نیست تو مرا بشناسی یا نه ...

برایم نامه ای بنویسی یا نه ...

گاهی همین که در گذر از یک خیابان ...

لحظه ای با تو چشم در چشم می شوم کافیست ...

راز مرا گنجشک ها می دانند ...

و آن ها هر روز ...

خبر آمدن تو را با جیک جیکشان به من می رسانند ...

تو هیچوقت مرا نخواهی شناخت ...

و من همچون درخت بید روبه روی خانه ات ...

ایستاده خواهم مرد ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: محمد شیرین زاده, اشعار محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ | 13:33 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

bxry_0.520893001315143822....._jazzaab_ir.jpg

 

ای درخت ...

ای روح سبز طبیعت

ای طراوت و پاکی

ای صلابت و آزادی

شکوه نام بلندت

هم ردیف زندگانی

هوای بهار

در تنفست جاری

و عشق و محبت

همیشه در تنت باقی

تو از ترنم باران

ترانه ها می سازی

و از شاخه های خودت

به شعر من

شکوفه می پاشی

وقتی تنهایی مرا دیدی

سایه ات را به روی من انداختی

حتم دارم تو بیش از همه

شعر تنهایی مرا فهمیدی ...

 

((محمد شیرین زاده))


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ | 13:28 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

1mHmR

 

دلم باران می خواهد

با یک پنجره

رو به تنهایی ایوان سکوت

رو به پرواز کبوتر ها

و صدای خوش آواز قناری ها

دلم باران می خواهد

و صدایی که مرا

از تب حزن آلود قفس آزاد کند

و پر پروازم را

بگشاید رو به آغوش شقایق ها

دلم باران می خواهد

و تو ای دوست

که از تنهایی من بی خبری

دل من در دل این باران

اوج دستان تو را می خواهد .

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعر بارانی, شاعرانه محمد شیرین زاده
تاريخ : دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ | 13:11 | نويسنده : محمد شیرین زاده

 

Nph07

 

شاخه گلی در دستانم

نم نم بارانی در چشمانم

و بغضی در صدایم

در خیابانی بی انتها

که پرنده ای

در آسمانش پر نمیزند

و درختانش

در برابر پاییز

سکوت کرده اند

باید منتظر تو باشم

در میان عابرانی که

هیچکدامشان شبیه تو نیستند ...

 

((محمد شیرین زاده))

 

شعر های باران خورده

 http://m-bibak.blogfa.com/


برچسب‌ها: اشعار محمد شیرین زاده, محمد شیرین زاده, شاعر بارانی محمد شیرین زاده